312ثروت‌مندان سرخوش را دچار هراسی رعشه‌‏آور کن 

Facebook
Twitter
LinkedIn
Skype
WhatsApp
Telegram
Print
  • مریم نورائی‌نژاد

اندیشه‌‏های آلن بدیو فیلسوف معاصر و فرانسوی، همواره در چهار حوزه ترکیبی فلسفه، هنر، ریاضیات و سیاست در حال آمد و شد است. او در کتاب فلسفه برای مبارزان که با ترجمه فواد حبیبی و کمال خالق‌پناه از سوی نشر نی وارد بازار کتاب فارسی زبانان شده؛ رفت و برگشت‌‏های مفهومی میان فلسفه و سیاست را مورد تاکید قرار داده و تلاش کرده تا ارتباط این دو حوزه را با یکدیگر تحلیل کند. فلسفه برای مبارزان در سه فصل رابطه پر رمز و راز فلسفه و سیاست، فیگور سرباز و سیاست به‌مثابه دیالکتیکی غیربیانگر و دو پیوست با عنوان‌‏های تاملاتی در باب بحران کبک و ما به یک دیسیپلین مردمی نیاز داریم؛ سیاست معاصر که به انتخاب مترجمان فارسی به اصل کتاب اضافه شده، تدوین شده است.

اطلاعات کتاب: بدیو، آلن. (۱۳۹۷)، فلسفه برای مبارزان، ترجمه فواد حبیبی و کمال خالق‏‌پناه، نشر نی، ۱۱۶ ص، ۱۴ هزار تومان، شابک: ۲-۵۹۷-۱۸۵-۹۶۴-۹۷۸

باوری عمومی مبنی بر اینکه این وظیفه فیلسوف –به مثابه روشنفکر- است که به ما (توده مردم) بگوید چه کنیم، وجود دارد. همه ما کمابیش بارها به این مساله اندیشیده‌‏ایم که در شرایط سخت اجتماعی و سیاسی باید از چه کسی راه و برنامه بگیریم. اما آن روی سکه نیز قابل تامل است. اینکه «چه باید کرد» را نمی‌‏توان به شکل کلاسیک آن به مبارزان و کارگران دیکته کرد. در واقع شاید به‌راحتی نتوان ادعا کرد که پارادایم کلاسیک مارکسیسم برای اندیشیدن به سیاست قابل اعمال است. اما جمع‌‏بندی نهایی بدیو در این زمینه مثبت است و او بر این باور است اگر مارکسیسم را یک سیاست سلطه‏‌ناپذیر تلقی کنیم باز هم می‌‏توانیم به جایگاه اثرگذار کارگران دل خوش کنیم. مارکسیسم کلاسیک در این نگاه در واقع صاحب تعلقی دوگانه است؛ اول سازه‏ای تحلیلی است و دوم دخالتی سیاسی؛ و در اینجاست که می‏‌تواند پیونددهنده فرضیه سیاست رهایی‏‌بخش به کارگران کارخانه باشد.

بدیو فصل رابطه پر رمز و راز فلسفه و سیاست را با توضیحی از فلسفه و وابستگی‌‏های آن شروع می‌‏کند و یادآور می‌‏شود فلسفه مجموعه آموزه‌‏هایی است که پس از سپری شدن روز معرفت، پس از طی شدن روز تجارب زندگی، درست هنگامیکه شب مستولی می‏‌شود، فراخواهد رسید و این‌گونه باید یک گام بیش‏تر بردارد (ص ۲۵ و ۲۶). او در این فصل برای تحلیل فلسفه و آینده آن از استدلال‌‏های آلتوسر بهره می‌‏گیرد و همچون او باور دارد فلسفه به علم وابسته است. بدیو دو گرایش عمده را از هم تفکیک کرده است. در دیدگاه نخست؛ فلسفه از اساس یک شیوه انعکاسی از معرفت و شناخت است: شناخت حقیقت در قلمروی نظری و شناخت ارزش‌‏ها در قلمرو عملی. اما تلقی دوم در واقع فلسفه را یک فرم از شناخت نظری و عملی نمی‌‏داند بلکه بیشتر درگیر دگرگونی و تغییر کامل یک سوژه و ایجاد تغییر رادیکال است و در همین تلقی است که فلسفه به دین نزدیک می‏‌شود، با تعهد سیاسی نسبت می‏‌یابد و محدود به قید و بند سازمانی نشده، به خلاقیت هنری شبیه می‌‏شود و بدون فرمالیسم ریاضیات و شیوه‏‌ها و ابزارهای تجربی فنی فیزیک، به معرفت علمی نزدیک می‏‌شود. در این دیدگاه فلسفه دیگر یک شناخت صرف نیست بلکه شناختی است از شناخت؛ و یک «کنش» است. بدیو در توضیح این تلقی از فلسفه که آن را کنش می‏‌داند از مثال زندگی سقراط بهره می‌‏گیرد و می‌‏گوید همان کنشی که دشمنان سقراط آن را «فاسد کردن جوانان» نام نهادند و باعث محکومیت سقراط شد؛ نامی درخور برای کنش فلسفی است. او توضیح می‏‌دهد فاسد کردن در اینجا به‌معنای آموزش امکان دست رد زدن بر سینه اطاعت کورکورانه از باورهای تثبیت شده موجود است. کنش فلسفی از نظر بدیو همواره میان موضع تایید‏آمیز و موضع انتقادی ناب ظهور می‌‏کند، همواره یک بعد هنجاری دارد و تحت شرایطی خاص رخ می‏‌دهد.

مولف در ادامه این فصل و پس از گفتن از فلسفه، وارد رابطه فلسفه و سیاست می‌‏شود و به تناقض موجود میان این دو عرصه اشاره می‌‏کند. از نظر او فلسفه از یک‌سو فعالیتی ضرورتاً دموکراتیک است و از سوی دیگر برداشت‌‏های سیاسی اکثریت فلاسفه را فاقد هرگونه عنصر دموکراتیک به معنای مرسوم این واژه می‌‏داند چرا که فلاسفه به‌طور کلی برای آزادی عقاید و فضلیت‌‏هایی که به اتفاق آرا مورد تائید همه هستند، ارزشی قائل نیستند. در ادامه فصل از رابطه پارادوکسیکال دموکراسی، سیاست و فلسفه سخن به میان می‌آید. از نظر بدیو باید از دموکراسی به فلسفه گذر کرد و این همان راهی است که یونان باستان برای خلق فلسفه طی کرده است. سه اصطلاح سیاست، دموکراسی و فلسفه در نهایت با مساله حقیقت به هم پیوند می‏‌خورند و سوالاتی این‏چنین را رقم می‌‏زنند که: برداشت دموکراتیک از حقیقت چیست؟ قاعده سیاسی قابل اعمال بر همگان، چه می‌‏تواند باشد؟ چرا دموکراسی یک شرط برای وجود فلسفه است؟ چرا فلسفه با یک نگرش دموکراتیک به سیاست جور در نمی‏‌آید؟ «دموکراسی یک شرط برای فلسفه است، اما فلسفه هیچ ارتباط مستقیمی با عدالت ندارد. عدالت در عوض خود را در دورترین فاصله از لذایذ دموکراتیک و فاسد‏کننده آزادی فردی به‌مثابه پیوندی حادث میان فضیلت و ترور نشان می‌‏دهد. اکنون می‏‌توان گفت عدالت همان نام فلسفی حقیقت در قلمروی سیاست است. بدین‌‏سان نقطه اتصال سه اصطلاح فلسفه، دموکراسی و سیاست کماکان مبهم باقی می‌‏ماند»(ص۴۶ و ۴۷).

فصل دوم کتاب با عنوان فیگور سرباز با توضیحی از وضعیت سردرگمی‌‏ها و آشفتگی‏‌های موجود در عصر حاضر درباره مفهوم قهرمان آغاز می‏‌شود. تلاش انسان معاصر برای یافتن فیگورهای قهرمانانه سبب می‏‌شود بدیو قرن گذشته را قرن جهت‏‌گیری‌‏های قهرمانانه سلبی بداند و انتحارهای مذهبی و تعصب‌‏ورزی‌‏های خونین را نوعی از فیگورهای قهرمانی تلقی کند. پس از توضیحات مربوط به فیگورهای قهرمانی عصر حاضر که دلیل بسیاری از خشونت‌‏های بزرگ بوده است بدیو به طرح این سوال می‌‏پردازد که آیا در جهان سردرگم کنونی جایی برای سبک جدید قهرمانی‌‏گری وجود دارد؟ و با برشمردن ویژگی‌‏های قهرمانان از جمله اینکه: ۱) سرمشق جایگاه قهرمانی‏‌گری جنگ بوده است. ۲) سرمشق همه فیگورهای قهرمانی در جریان انقلاب‌‏ها سرباز بوده است. ۳) فیگور سرباز مخلوق دو قرن گذشته است زیرا در جنگ‏های قبل از این، فیگور قهرمانی نه سرباز بلکه سلحشور است؛ به تشریح ویژگی‌‏های جمعی فیگور سرباز می‌‏پردازد و می‌گوید سرباز نامی ندارد، تحت یک انضباط شدید و قدرت ایده عمل می‌‏کند و گمنام است و این ناشناخته و گمنام بودن به خود ذات فیگور نمادین سرباز تعلق دارد. «بعد بنیادین فیگور سرباز دقیقا عبارت است از وحدت دیالکتیکی میان مرگی شجاعانه و جاودانگی بدون کوچک‌ترین ارجاع مستقیمی به خدا یا یک روح شخصی»(ص۵۸).

آلن بدیو

مولف پس از برشمردن چنین ویژگی‏‌هایی با تاکید بر اینکه شعر می‏‌تواند سوبژکتیویته سیاسی را پیش‌‏بینی کند، نمونه‌‏هایی از اشعاری را می‌‏آورد که نوعی رابطه متقابل بین قهرمانی‌‏گری سرباز و پیروزی بر مرگ را نشان می‌‏دهد و از پیروزی‏ صحبت می‌‏کند که هم غیردینی است و هم گمنام. او در پایان سرباز را استعاره‌‏ای می‌‏داند که سه ویژگی بنیادی وجود انسانی را در خود دارد: اول اینکه سرباز خطابی عام است. دوم اینکه سرباز همان دست کارهایی را به ثمر می‏‌رساند که هرکسی می‌‏تواند آن را انجام دهد، به‌خصوص زمانیکه هر کاری غیرممکن به نظر می‏‌رسد و سوم اینکه سرباز نمونه‌‏ای است از آنچه در یک کنش، نامیرا و جاودان است.

فصل سوم کتاب با عنوان سیاست به مثابه دیالکتیکی غیربیانگر با صحبت از دیالکتیک سیاسی شروع می‌‏شود و بدیو به‌دنبال آن است تا دریافتی از دیالکتیک سیاسی ارائه دهد که در آن تبدیل کنش توده‏‌ها به اسم خاص را منع کند و سیاست انقلابی در آن به‌معنای بیان فشرده تضادهای اجتماعی نبوده بلکه شیوه جدیدی از تفکر و انجام کنش جمعی را تشویق کند. او بر این باور است دادن یک اسم مشخص به حرکت‌‏های جمعی به معنی تعریف شدن توسط فرمولی مشخص است. به بیان دیگر وقتی نامی را بر یک حرکت جمعی می‏‌گذاریم، در واقع آن حرکت را به یک زیرمجموعه ساخت‌‏پذیر تقلیل می‌‏دهیم. یک زیر مجموعه از یک مجموعه که تعریف واضح و مشخصی داشته و از اصل موضوع ساخت‌‏پذیری تبعیت می‌‏کند. بدیو در ادامه فصل از سیاست، از یک طرف به مثابه قانون و ساخت‌‏پذیری و از طرف دیگر به‌مثابه میل سخن گفته و پس از طرح برداشت کلاسیک از بینش انقلابی بر این باور است بینش انقلابی به هیچ وجه در طرف میل محض قرار ندارد زیرا میل انقلابی، پایان رابطه میل و قانون را بازنمایی می‌‏کند. او از شجاعت به‌عنوان امکان واقعی‏ یاد می‌‏کند که قابل تقلیل به سوبژکتیویته دیالکتیک قانون و میل در شکل معمولی نبوده و از این رو کنش سیاسی نیز فروکاست‏ناپذیر به میل و قانون است.

اهمیت فلسفه در رهایی‌بخشی
فلسفه برای مبارزان بدیو کتابی کوچک اما محرکی جاندار در پرداختن به نقش فلسفه در مبارزه سیاسی است. انتشار این کتاب با شکوفایی اعتراضات مردمی در سراسر جهان شامل بهار عربی و جنبش وال استریت همزمان شد و می‏‌توان ادعا کردن خواندن و دانستن از محتوای آن قطعاً برای مبارزات سیاسی مدرن، ضروری است. آشنایان با اندیشه‌‏های بدیو و خوانندگان کارهای اخیر او بدون شک، متوجه توازی‏‌های محتاطانه بدیو در فراخوانی مجدد کمونیسم می‌‏شوند. فلسفه برای مبارزان برخلاف کتاب‌های قبلی بدیو حاصل پیچیدگی‏‌های ریاضی و جلوه‏‌های فریبنده هستی‏‌شناسانه نیست و همین باعث می‌‏شود خواندن این کتاب به همان اندازه که برای طرفداران اندیشه‌های بدیو جذاب است، برای خوانندگان جدید و ناآشنا با اندیشه‏‌های او هم خواندنی باشد.

کتاب با پیش‌گفتار مترجم انگلیسی برونو بوستلیز[۱] آغاز می‌‏شود و مخاطب با خلاصه جالبی از یافته‌‏های بدیو و تلاش قانع‌‏کننده در راستای قرار دادن این اثر در کلیات کارهای بدیو روبرو می‌‏شود. پیکربندی تعریف مبارز به‌عنوان کسی که تا آخر بر سر عقیده‌‏اش می‌‏ماند؛ مبارز را به‌عنوان یک متعهد فراتر از خشونت؛ از نو قالب‌‏گیری و طرح‏‌ریزی می‌‏کند. برای بدیو فلسفه توسط سیاست، تنظیم و قانون‏‌گذاری شده است نه اینکه ما فکر کنیم فلسفه تنظیم‏‌کننده سیاست است. این موضوع با ماتریالیسم مدنظر بدیو تشدید شده و نوعی جریان فلسفی حقیقت‏‌جوی سنتی لیبرال را نیز که در فلسفه هست، رد می‏‌کند.

فصل اول کتاب که طولانی‌‏ترین بخش کتاب هم هست؛ خواننده را با یک بحث غنی در خصوص روابط سه عرصه فلسفه، سیاست و مبارزه روبرو می‌‏کند. مخاطب بدیو پس از خواندن این بخش در می‏‌یابد از نظر او، فلسفه دامنه نفوذ زیادی دارد زیرا همواره از روش‏‌هایی سخن می‏‌گوید که نظریه‏‌پردازان را مجبور می‌‏کند دائماً متوجه بدهکاری فلسفه به تاریخ باشند. به‌طور کلی بدیو به‌دنبال سیاستی رهایی‌بخش است و در این راه از بازخوانی کمونیسم هیچ ابایی نداشته و بر اهمیت فلسفه برای رهایی تاکید می‌‏کند. بدیو در فصل فیگور سرباز نتیجه می‌‏گیرد ما باید اشکال نمادین جدیدی را برای اقدامات جمعی خود خلق کنیم. هرچند خواننده خود را به آنچه ممکن است به خلق این فرم‏‌ها کمک کند؛ راهنمایی نمی‌‏کند. او در فصل سیاست به‌مثابه دیالکتیکی غیربیانگر تلاش می‏‌کند اقدامات جمعی را تئوریزه کند. تمایز بین قانون و میل را برجسته کرده و به رویکردهای لنین و دیدگاه‏‌های مبتنی بر طبقه‌‏بندی توجه دارد. تاکید او بر داستان از این ایده‌‏اش ناشی می‏‌شود که فرآیند حقیقت، فرآیند یک داستان جدید است. هرچند به مخاطب کتاب‌اش نمی‏‌گوید به چه داستان جمعی باید تکیه کرد و چه کسی باید این داستان را بسراید؛ اما کاملاً متقاعد شده است این داستان برای کار سیاسی ضروری است.

به هر روی این کتاب نیز مانند همه کتاب‌‏ها خالی از اشتباه نیست و یادداشت‌‏های بیشتر و مفصل‏‌تر به‌عنوان پاورقی حتما می‌‏توانست یاری‌گر خوبی برای خواننده در فهم منظور مولف باشد. برای کسی که آشنایی زیادی با مکاتب سیاسی و در راس آن کمونیسم ندارد، بحث‏‌ها و تحلیل‌‏ها شفاف به‌نظر نخواهد رسید. هرچند خواندن این کتاب توام با ناامیدی گزنده‌‏ای از سختی فهم متن است اما عطش پنهانی برای دانستن بیشر از اندیشه‌‏های بدیو را باعث می‌‏شود. لازم است خواننده این کتاب با دیدگاه‌‏های بدیو در سایر آثارش نیز آشنا باشد تا فهم کامل‌‏تری از نسبت فلسفه و سیاست به دست آورد.

کار قابل احترام نشر نی برای انتخاب و انتشار این کتاب ارزشمند و ترجمه خوب کتاب، شایای تحسین است. هر سه فصل کتاب، نسخه‏‌هایی از سخنرانی‌‏های بدیو، طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ است و مترجمان، دو مصاحبه از مصاحبه‌‏های مهم بدیو با عنوان‌‏های تاملاتی در باب بحران کبک و ما به یک دیسیپلین مردمی نیاز داریم را به اصل کتاب افزوده‌‏اند که البته این کار در مجموع فهم زبان بدیو در سخنرانی‏‌هایش را آسان‌تر کرده است. خواندن کتاب بدیو به همان اندازه که به حال دانشجویان مفید است برای علاقمندان جنبش‌‏های اجتماعی هم مفید است. هرچند شاید نتوان این متن را متنی کامل دانست اما فلسفه برای مبارزان؛ متنی جذاب از یکی از مهمترین فیلسوفان معاصر ماست.


[۱]– Bruno Bosteels  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.