312چگونه نوروز باستانی و سال نو را تبریک بگوییم؟ 

Facebook
Twitter
LinkedIn
Skype
WhatsApp
Telegram
Print

سید علی محمودی | پژوهشگر علوم سیاسی و استاد دانشگاه

هرساله و همواره به استقبال بهار طبیعت، نوروز باستانی و سال نو می‌رویم و این میراث گران‌سنگِ هزاران سالۀ مادران و پدران آریایی خویش را گرامی می‌داریم. آنان با امید و شادی گام در سال جدید می‌نهادند و زندگی، نوشوندگی و خُرَّمی را در متن آئین‌هایی همچون لباس نو پوشیدن، دید و بازدید، دوستی، مهرورزی و«هفت سین» می‌سرودند.

سالی که پشت سر نهادیم با دردها، تنگناها، محنت‌ها و از دست داده جان هزاران ایرانی هم وطن در جای جای این مرز و بوم همراه بود که در اوج آن‌ها، قربانیان ویروس کوید-۱۹ قرارداشته و دارند. از تمامیِ حوادث روزگار نمی‌توان پیشگیری کرد، اما آنگاه که این حوادث رخ می‌دهند، می‌توان از گستره و ارتفاع آسیب‌های آن‌ها کاست.

این کار شدنی است، درصورتی که مدیران کشور، دانش‌آموخته، باتجربه، صادق، مدیر، با کفایت و پاسخگو باشند، «حواله به تقدیر» نکنند و «به جِّد و جَهد» بکوشند. اما مهم‌تر از همۀ این‌ها، یک اصل قرار دارد که عبارت است از حرمت‌نهادن به حق حیات و دیگر حقوق ذاتیِ شهروندان؛ یعنی درک این موضوع که ما با اشرفِ مخلوقات، با انسان‌ روبرو هستیم، با انسانی روبرو هستیم که «غایت ‌فی نفسه» است و دارای کرامت و حقوق ذاتی، و نه با گَلّۀ رَمه‌ها.

حاکمیت در سال ۱۴۰۰ در معرض آزمونی دیگر قرار دارد تا در برابر چشمان باز مردم، بار دیگر نشان دهد که چه نگاه و موضعی در قبال آزادی، برابری، قانون، دادرسی عادلانه، حقوق بشر، دموکراسی، پاسخگویی، شفافیت و مبارزه با فساد دارد. لازم است از تجربۀ سال ۱۳۹۹ این درس آموخته شود که سلامت و حق زندگی مردم را نمی‌توان و نباید با هدف‌ها و غرض‌های سیاسی آلود. جان مردم نمی‌تواند و نباید ابزار دست سیاست‌های ماجراجویانه، قانون‌ستیزانه و بی‌حاصل قرار گیرد.

ما نوروز را ارج می‌نهیم و سال نو را به یکدیگر تبریک می‌گوییم، اما به‌جای آرزوهای دور و دراز در آستانۀ سال نو، به انگیزۀ انسانی، احساس مسئولیت اجتماعی و سیاسی، عملکرد قانونی و اخلاقی، صلح‌طلبی و گفت‌وگو نیاز داریم. ما خواهان تغییرات و اصلاحات بنیادین در ایران، از رهگذر کنشگری‌های مدنی و خشونت‌پرهیز در عرصۀ عمومی کشور هستیم.

در این صورت است که حق داریم سال نو را از سویدای جان به یکدیگر تبریک بگوییم، وگرنه آنچه بر ورق کاغذ و صفحۀ رایانه نقش می‌کنیم، بازی با کلمات است که شوربختانه «طبق معمول سنواتی»، به عادتی مألوف و فرصت‌سوز تبدیل شده است. نوروز از راه نرسیده، درمی‌گذرد و باز روز از نو، روزی از نو:

گوهرِ مخزن اسرار همان ا‌ست که بود
حُقّۀ مِهر بدان مُهر و نشان است که بود
حافظا بازنما قِصّۀ خوبابۀ چشم
که براین چشمه همان آبِ روان است که بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *