312بررسی و نقد کتاب «ملت­‌ها مهم‌­اند» 

Facebook
Twitter
LinkedIn
Skype
WhatsApp
Telegram
Print
  • مریم نورائی‌نژاد

 

«ملت­‌ها مهم‌­اند نه فقط از آن جهت که گنجینه‌­ای هستند از راهکارهای عملی برای هم‌زیستی افرادی که به هر دلیلی، خواه جامعه‌­گرایی و خواه فردگرایی خود را از جوانبی با یکدیگر متفاوت می­‌دانند، بلکه از آن جهت که نقشه راه و ردپایی است از رویه‌­هایی که مردم برای زیست کرامت­‌مند خویش ابداع کرده‌­اند».

اطلاعات کتاب: کلهون، کریگ. (۱۳۹۵)، ملت‌­ها مهم‌­اند، ترجمه محمدرضا فدایی، نشر شیرازه،  344 ص، ۲۴ هزارتومان شابک: ۸-۱۳-۸۵۱۴-۶۰۰-۹۷۸

 

کلهون و اهمیت ملت‌­ها

کریگ کلهون به‌عنوان یکی از اندیشمندان برجسته علوم اجتماعی با کتاب «ملت‌­ها مهم‌­اند» بر این باور است دموکراسی‌­های امروزی، مدیون ملت‌­گرایی هستند. ملت‌گرایی امکانی برای هم­بسته کردن تفاوت‌­های قومی بوده و مردم تنها با رفتن به راه ملت‌­گرایی قادرند به شیوه‌­های زیست انسانی دست یابند. او همبستگی برآمده از ملت‌­گرایی را امکانی برای دسترسی بیشتر به عدالت و نهادهای ماندگار اجتماعی دانسته و شکل‌­گیری ملت‌­ها را نه محصول تقدیر بلکه محصول مسئولیت مشترک و جمعی‌­ای می­‌داند که قادر است زمینه‌­های اجتماعی و سیاسی روندهای دموکراتیک را تقویت کند.

با وجود همه خشونت‌­هایی که تاکنون تحت لوای ملت‌­گرایی رخ داده کلهون ملت‌­گرایی را یک لغزش اخلاقی ندانسته و معتقد است تاسیس مدارس دولتی، نظام بهداشت همگانی و تمهیدات دولت­‌های رفاه از جمله نتایج ملت­‌گرایی هستند که در زمینه­‌های سیاسی نیز به شکل ایستادگی در مقابل گفتمان تمامیت‌­خواه فرهنگ تک­‌ساحتی، خود را نشان داده و راه استقرار دموکراسی را هموارتر می­‌کند.

خشونت‌­هایی که تاریخ بشری تحت پوشش ملت­‌گرایی به خود دیده و سوداهای سیاسی و نظامی گسترش قدرت که کمابیش تمامی مردم جهان را از خود متاثر کرده؛ توسط کلهون نادیده گرفته نمی‌­شوند اما او تلاش می­‌کند مخاطب خود را از افتادن به دام تاکید صرف بر نمونه­‌های افراطی و سوءاستفاده‌­ها از ملت‌­گرایی رهانده و در عوض بر ریشه‌­ها و علل تمایل مردم به ملت‌­گرایی متمرکز نماید.

اتفاقات یازدهم سپتامبر و آنچه بر پناهجویان و مهاجران بی­‌پناه می‌­گذرد تقریبا در تمامی تحلیل­‌های کتاب مورد توجه قرار گرفته‌­اند تا کلهون در نهایت نشان دهد مردم با گذشتن از مفاهیمی مثل تفاوت­‌های قومی و طبقات اجتماعی، قابلیت تحقق انسجام و همبستگی ملی را دارند و از این رهاورد قادرند ضمن حفظ احترام متقابل به سنت‌­های متفاوت­‌شان؛ متوجه حقوق بشر به‌عنوان یک ارزش جهانشمول هم باشند.

کتاب در هفت فصل تدوین شده است. آیا زمان پساملی بودن فرا رسیده است؟، ملت‌گرایی مهم است، ملت‌­گرایی و قومیت، ملت­‌گرایی و جامعه مدنی، ملت‌­گرایی، اجتماع سیاسی و بازنمایی جامعه، ابداع تقابل میان ملت‌­گرایی قومی و مدنی و ملت‌­گرایی و فرهنگ‌­های دموکراسی نام عناوین فصل­‌های کتاب هستند. فصل‌­های اولیه کتاب دل­‌مشغول تعریف ملی­‌گرایی است. کلهون با بحث­‌های فصل اول؛ نظریه‌های جهان وطنی را فردگرایانه دانسته و بر این باور است این نظریه‌­ها اهمیت اساسی فرهنگ و روابط اجتماعی را نادیده می‌­گیرند. در فصل دوم؛ بهبود روش‌­های ارتباطی و افزایش تعامل میان جمعیت‌­های بزرگتر و پس از آن افزایش داد و ستدهای سرزمینی، گسترش سودای قدرت‌­های نظامی و دولتی را از دلایل توسعه ملی­‌گرایی دانسته و به بررسی نسبت میان دین و ملت‌­گرایی پرداخته و نشان داده در بسیاری از موارد، ملی‌­گرایی با دین وارد رقابت شده و خود به پایه نوینی برای مشروعیت سیاسی ادعایی تبدیل شده است.

کلهون در فصل ملت­‌گرایی و قومیت از این دو مفهوم به عنوان مقوله­‌هایی هویت‌ساز یاد کرده و می‌­گوید: «نمی‌­توان ملت‌­گرایی را تماما از قومیت سوا کرد، اما این هم ناشدنی است که آن را استمرار صرف قومیت یا بازتاب برخورداری از تاریخ یا زبان مشترک بدانیم». فصل ملت‌­گرایی و جامعه مدنی با این استدلال آغاز می‌­شود که اصطلاح «جامعه مدنی» استوارترین محمل برای دعاوی ناظر به حق تعیین سرنوشت و تبدیل آنها به دعوی انسجام اجتماعی است. مولف با طرح دو پرسش بنیادین: ۱) اجتماع سیاسی چیست و چه چیزی آن را تعریف می‌­کند؟ و ۲) چه چیزی جامعه را به هم می‌­پیوندد و راه را بر انسجام اجتماعی می­‌گشاید؟ از توان مردم برای خودساماندهی سخن گفته و بر این باور است اگر جامعه توان ساماندهی خود را دارد چه بهتر است که مردم هم در ساماندهی خود، بی‌­نیاز به ساما‌‌‌ن‌­یابی از سوی دولت باشند و این‌گونه منبع مشروعیت دانسته شوند و نه صرفا ابژه حاکمیت.

فصل ملت­‌گرایی، اجتماع سیاسی و بازنمایی جامعه؛ ملت‌­گرایی را مهم­‌ترین بند اجماع نانوشته اواخر قرن نوزدهم در مورد هویت‌­های سیاسی تلقی کرده و آن را پایه‌ریز مفاهیمی همچون طبقه، نژاد، جنسیت، گرایش جنسی و سایر وجوه هویت‌­های جمعی می‌­داند. حرف‌­های فصل ششم کتاب با عنوان ابداع تقابل میان ملت­‌گرایی قومی و مدنی؛ حرف‌­هایی به روزتر هستند و مخاطب قادر به برقراری ارتباط ملموس‌­تر با مفاهیم مورد بحث در آن است. ایده اصلی هانس کوهن در طرح مفهوم ملی‌­گرایی مدنی (خوب) و ملی­‌گرایی قومی (بد) به شکل مفصل مطرح شده و تقابل گونه‌­های غربی و شرقی مدرنیته در انگاره ملت‌­گرایی به بحث گذاشته شده است. شاید یکی از دلایلی که باعث می‌­شود مفاهیم مورد طرح در این فصل به شکل ملمو‌س‌­تری برای مخاطب فارسی زبان قابل درک باشد همان قرار گرفتن در چارچو‌‌ب‌­های ملی‌گرایانه‌ای باشد که ناسیونالیسم نامطلوب را با شرق تداعی می­‌کند و ناسیونالیسم مدنی را برگرفته از میراث جهانی روشنگری و حاکمیت قانون در غرب می­‌داند.

فصل پایانی کتاب با عنوان ملت‌گرایی و فرهنگ دموکراسی، بیش از فصل‌های دیگر کتاب از جهانی شدن و تاثیرات آن بر روندهای ملی‌گرایی بحث می‌کند. از نظر کلهون بسیاری معتقدند جهانی شدن از توان و اهمیت ملت‌­ها می‌­کاهد زیرا سازوکارهای مالی و اقتصادی، بیشتر در دست شرکت‌های چند ملیتی است و تسلط این شرکت‌ها بر بازارهای جهانی حتی بازارهای املاک جهانی می‌تواند تاثیرات زیادی بر سیاست‌های دولت‌ها داشته باشد. او استدلال می‌کند در چنین شرایطی که نه‌تنها جریانات مالی و رسانه‌ای بلکه انبوه خدمات انسانی تحت تاثیر سیاست‌های کلان شرکت‌های چند ملیتی قرار می‌گیرد، دولت‌ملت‌ها هنوز هم قدرت و توانمندی‌های بسیاری دارند و ملت‌ها با ساختن ساختارهای تعلقی که میان اجتماعات محلی پل می‌زنند و میانجی آنها و جهانی شدن می‌شوند، می‌توانند تعهد جمعی به نهادها و گفتگوهای عمومی را تسهیل کنند. از نظر کلهون پیوند دوسویه و محکم ملت‌گرایی و دموکراسی و این مهم که دموکراسی برانگیزاننده همبستگی ملی بوده و هست، در نهایت از تسلط جهانی شدن و شرکت‌های چند ملیتی بر ملت‌­ها خواهد کاست.

 

نقدی بر محتوا و فرم اثر

شاید بتوان مطالعه کلهون درباره ملت-دولت را پادزهری خوشایند برای بحث‌های آکادمیک و علمی درباره جهانی شدن و مرزهای متخلخل و مبهم مفاهیمی مثل دولت و شهروندی تلقی کرد. نگاهی به گذشته نشان می‌دهد رخدادهایی مثل یازدهم سپتامبر بسیاری از آرمان‌های ما را از جمله اینکه می‌توانیم در یک دنیای بدون مرز زندگی کنیم، به باد داد و ما هر روز با سوالات بیشتری در خصوص محدودیت‌های موجود بر سر راه مهاجرت‌ها و تحرک‌های انسانی روبرو می‌شویم که رویای جهان وطنی را از خود متاثر می‌کند.

کلهون در سراسر کتاب استدلال می‌کند در شرایط فعلی جهان، با وجود خشونت‌های متعددی که به اسم ملت‌گرایی بر بسیاری تحمیل می‌شود؛ و هر دو مفهوم ملت و ملت‌گرایی نه‌تنها پررنگ‌تر شده بلکه اهمیت بیشتری هم یافته‌اند.

در فصل­‌های اولیه کتاب با دل‌مشغولی تعریف ملی­‌گرایی؛ کلهون ما را از طریق بسیاری از موقعیت‌­های شناخته شده وارد بحث می‌­کند. یکی از این موقعیت‌­ها؛ رودررویی بحث‌­های ارنست گلنر و آنتونی اسمیت است. گلنر معتقد بود ملی­گرایی ملت‌­ها را می‌­سازد. او در کتاب خود «ملت‌­ها و ملی‌­گرایی» ملی‌گرایی را یک اصل سیاسی که بر همگرایی واحد ملی تاکید می­‌کند دانسته و آن را تحمیلی می‌­داند که بر بومی بودن وارد می‌­شود. آنتونی اسمیت اما مدافع این دیدگاه بود که هویت قومی یکی از مفاهیم تاریخی تاثیرگذار بر ملی‌­­گرایی است و ملی‌­گرایی مدرن شامل بروکراتیزاسیون قومی می‌­شود.

اما خود کلهون پس از طرح دیدگاه­‌های متفاوت در کنار بندیکت اندرسونی قرار می‌­گیرد که عبارت «جامعه سیاسی خیالی» (imagined Political community) را برای توضیح تجربه خود در جنبش پسااستعماری آسیایی به‌ویژه در مبارزه استقلال اندونزی مورد استفاده قرار می‌­دهد. برای کلهون ملت­‌گرایی؛ شکل­‌گیری گفتمانی است که هویت‌­های متمایز، فرهنگ­‌ها و نهادها را شکل می‌­دهد. او بخش عمده‌­ای از مفاهیم اصلی مدنظر خود را در فصل ششم کتاب آورده است. این فصل اساسا مقاله‌ای در بازنگری بر ایده ملی‌­گرایی هانس کوهن است. کوهن بر رابطه مهم بین ملت‌­گرایی لیبرال دموکرات و جها‌ن‌وطن‌‌­گرایی تاکید کرده و تمایز مشهور و مشخصی بین ملی‌گرایی مدنی خوب و ملی‌گرایی قومی بد قائل شده است که این تمایز دارای مضامین قوی شرق‌شناسانه است.

به‌عبارتی ساده کوهن نقش مهمی در تحلیل‌­های کلهون از ملت‌­گرایی دارد چرا که با شفافیت به این تشخیص رسیده بود مردم به شکل معمول نیاز به حسی از تعلق و هویت و همچنین حسی از ریشه داشتن در سرزمین دارند و رویای جهان‌وطنی باید احساسات ملی‌گرایانه را به‌طور جدی­‌تری در نظر بگیرد تا فرصت‌­های جهان متحد را بیشتر کند. در این میان، وظیفه سیاسی چگونگی دستیابی به این رویا که تفاوت‌­های عمیق زبانی و فرهنگی را نادیده نگیرد نیز اهمیت زیادی دارد.

بدیهی است کلهون هیچ راه حل روشنی برای این مسائل ندارد و البته ما هم نباید چنین انتظاری از استدلال­‌های او داشته باشیم. زیرا چنین بحثی از چنان گستردگی و انعطافی برخوردار است که تنها تمام تلاش‌­های اطراف آن را پایه‌ای برای بحث‌­های بیشتر می‌­کند. اما نباید فراموش کرد کلهون با این کتاب بر سه نقطه کانونی اساسی تمرکز می‌­کند. اول اینکه تاکید دارد ملت‌­گرایی و دموکراسی هر دو به همبستگی وابسته هستند و این همبستگی در شکل طبیعی خود، ملی‌­گرایانه است. دوم اینکه ملت‌گرایی ذاتا غلط نیست و به شکل موفقیت‌آمیزی قادر به ترکیب با شهروندی و دموکراسی است و در نهایت اینکه تلاش برای دور زدن و نادیده گرفتن ملت‌­گرایی در پیروی از جهانی شدن، توهمی خطرناک است.

فصول کتاب کلهون دارای همپوشانی‌­های مفهومی بسیار است و برخی مفاهیم به‌خصوص در فصول اولیه کتاب تکرار شده‌­اند. از آنجاییکه شالوده اصلی ایده کلهون در فصل ششم آمده و این فصل دربردارنده حرف اصلی مولف است، بهتر می­‌نمود این فصل از نظر شکلی در ابتدای کتاب بیاید. هرچند مترجم کتاب، تجربیات مشابهی در این زمینه داشته و عناوین مشابهی را ترجمه کرده، اما ترجمه کتاب، گامی در جهت کاستن از دشواری­‌های درک مفاهیم پیچیده کتاب برنداشته است. در واقع این کتاب را راحت و بدون رفت و برگشت برای فهمیدن معنای جمله­‌ها نمی‌­توان خواند و به پایان رساند. کتاب در چاپ‌­های بعدی نیازمند ویرایش صوری (به عنوان مثال؛ یکسان‌نویسی اسم مولف بر روی جلد و فیپای کتاب) بوده و لازم است ناشر اهتمام بیشتری در زمینه کیفیت صحافی کتاب به خرج دهد. در مجموع؛ کار ترجمه و نشر چنین کتابی که از نمونه­‌های تاریخی فراوان مربوط به مفاهیم ملی­‌گرایانه لبریز است؛ برای علاقمندان ایرانی نظریه علوم سیاسی، کار پسندیده و قابل احترامی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.